آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

376

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

چند روز بعد يكى از شاهزادگان بنام امير « 1 » خان سفراء را دعوت كرد . چند نفر ديگر نيز براى ملاقات فرستادگان آمدند ولى بايد گفت كه اين ابراز لطف فقط به منظور دريافت هديه صورت مىگرفت كه اكثرا نيز دريافت كردند . روز بيست و سوم آوريل داروغه گارىها را آورد . ما فورا آنها را بار زديم و فكر كرديم كه روز بعد حركت كنيم ولى شامگاهان سورخو خان پيكى نزد ما فرستاد و خاطرنشان كرد كه براساس اطلاعات موثق سلطان محمود « 2 » ( نام شمخال اين بود ) با نفرات بسيار رودخانه كوىسو « 3 » را كه ما بايد از آن عبور كنيم اشغال كرده است و به اين دليل سورخو خان هنوز نمىتواند بگذارد كه ما محل اقامت خود را براى ادامه مسافرت ترك كنيم . اواخر شب گروهى متشكل از بيست نفر سوار مجهز از تركو آمدند و نزديك ما خيمه زدند . سفرا در معيت چند تفنگدار نزد آنان رفتند و سئوال كردند از كجا مىآيند و چه مىخواهند . آن‌ها در پاسخ گفتند شاهزاده اوسمى آنان را نزد شمخال فرستاده است تا به وى اطلاع دهند كه چند سفير بيگانه به اين منطقه وارد شده‌اند و شاهزادگان اوسمى و بونياك آنان را در امنيت كامل و بدون گرفتن وجوه گمركى اجازه عبور داده‌اند و از شمخال نيز تقاضا دارند كه چون اين سفراء مورد توجه خاص شاه و تزار روسيه هستند او نيز به همين ترتيب عمل كند . سلطان محمود گفته بود كه چنانچه اين افراد بازرگان نباشند و كالاى تجارتى همراه نداشته باشند مىتوانند آزادانه از منطقه عبور كنند ، ولى از آنجا كه ما نه به اين گزارش تاتارها و نه به خود آنان اطمينان داشتيم ، در آن شب نگهبانان بيشترى را به مراقبت گمارديم و همگى نيز در حالت آماده باش شب را به صبح آورديم . صبح روز بعد تاتارها پيش از برآمدن خورشيد دوباره محل را ترك كردند .

--> ( 1 ) - Khan Emir ( 2 ) - Sultan Mahmud ( 3 ) - Koisu